۱۳۸۸ شهریور ۲۴, سه‌شنبه

دغدغه های یک سهامدار

دغدغه های یک سهامدار


یکی از دغدغه های اصلی سهامداران یا کسانی که می خواهند به تازگی به بازار سهام وارد شوند،انتخاب سهامی است که اگر بیشترین سود را برای آنها به ارمغان نمی آورد لااقل سرمایه آنها را کاهش ندهد و بتوانند در صورت نیاز سرمایه اولیه خود را بدست آورند.
انسان حریص است و حتی اگر دارایی او در کوتاه ترین زمان چند برابر شود آرزو میکند کاش بیشتر می شد و این دلیل ورشکست شدن عده ای و ثروتمندشدن عده ای دیگر است.اما نباید این نکته را از نظر دور داشت که همین نکته باعث تقسیم ثروت نیز میشود و جذابیت سرمایه گذاری در بورس را نسبت به دیگر سرمایه گذاری ها افزایش می دهد.یک نفر یک شبه ره صدساله می رود و باخرید یک سهم درست و به موقع موفق میشود و به اصطلاح بار خود را میبندد، ودیگری با ثروت زیاد و انتخاب اشتباه و غرور بیجا همه دارایی خود را به باد میدهد و از هستی به نیستی می افتد.در یک انتخاب درست عوامل مهمی دخالت دارند: دارایی ،آگاهی ،شرایط محیطی ، اعتماد به نفس ،تلاش، ریسک پذیری ،آرامش روانی ،عشق و علاقه و... .

به نظر من انسانی که می خواهد در هرکاری سرمایه گذاری کند باید عوامل بالا را بسنجد و با توانایی های خود درست یا نادرست بودن آن انتخاب را مشخص کند.هر خریدی در طول زندگی یک سرمایه گذاری است :خانه ،ماشین ،خوراک ،پوشاک،ازدواج و کوچکترین دادوستدهای یک انسان در طول زندگی سرمایه هایی هستند که به اندازه ی هزینه ای که برای آن ها پرداخته می شود در رفاه و آسایش آینده ی زندگی تاثیر خود را می گذارند.با استفاده از خیال انسان میتواند درون یک اتاق محقر هم در رویا روز را به شب برساند و خود را ثروتمند یا موفق یا پادشاه تصور کند ولی اصل زندگی در این است که وقتی انسان در واقعیت به پشت سر خود و گذشته اش نگاه می کند بشود رضایت را در چهره اش دید وخودش این را حس کند که به اندازه ای که باید تلاش کرده و حسرت فرصت های از دست رفته را نمی خورد، حتی وقتی به یاد شکست هایش می افتد که تبدیل به پله ای شده اند که او را به اوج راهنمایی کرده اند خنده بر لبهایش می نشیند.

۱۳۸۸ شهریور ۱۵, یکشنبه

چرا وارد سرمایه گذاری در بورس شدم

چرا وارد سرمایه گذاری در بورس شدم

انسان در کودکی آرزوهایی دارد که تضمین کننده بقا و سلامتی او در آینده هستند.این آرزوها گاهی شاید محال و دور از دسترس به نظر برسند ولی در قرن 21 می توان گفت که خیلی از این آرزوها دست یافتنی شده اند.هرچند تلاش انسان همیشه می تواند راه را کوتاه تر کند و نتیجه را بهتر رقم بزند.من هم از همان کودکی علاقه زیادی به سرمایه گذاری در بورس داشتم و از تماشای فیلم های خارجی یا سریالهایی که از تلویزیون پخش می شد و موضوع آنها سرمایه گذاری در بورس بود لذت میبردم.همیشه بالا و پایین شدن شاخص را دنبال میکردم و با بالا و پایین رفتن نرخ ارزها سعی میکردم تاثیر آن را در محیط اطراف و مغازه ها و اجناس دنبال کنم و ببینم آیا واقعا تاثیری دارد یا نه؟

این آرزو همیشه با من بود تا اینکه می شود گفت ایران وارد مرحله جدیدی از سیاست های اقتصادی خود شد و به یکباره بورس ایران ره اندازی شد.هرچند بهتر است گفت بورس تهران چون اطلاع رسانی کم و دسترسی دیگر نقاط کشور تقریبا صفر بود.سهام می آمدند و وارد بازار می شدند،تلویزیون گاهی و روزنامه ها بیشتر درباره بورس میگفتند و می نوشتند.واین نتیجه ای جز بی خبری مردم از فرصت یک انتخاب چیز دیگری نبود.(ایران 70میلیونی اکنون نیز بیشتر از چند میلیون سهامدار(بین3و4میلیون) به خود ندیده است.
البته سهام عدالت جزء این آمار محسوب نمیشوند چون آگاهانه و خودخواسته نیستند وهنوز به بازار راه نیافته اند.)

نتیجه این بی اطلاعی ناآشنایی مردم با کلماتی چون:بورس ، پذیره نویسی ، حق تقدم ، سهام ترجیحی ، و مهم تر از همه نحوه عملکرد بازار سرمایه است. چه بسیار خانواده هایی که از سالها پیش سهام شرکتی را دولت به آنها داده است و در اختیار داشته اند و از ارزش آن بی خبر هستند و در جایی از خانه خاک می خورد.

همیشه به دنبال راهی برای ورود به بورس بودم تا لذت کودکی ام را بدست آورم. واقعا دوست داشتم وقتی به شاخص ها نگاه می کنم احساس خوشحالی و ناراحتی به من دست بدهد.لذتی بهتر از شکست و یک آزمون دوباره برای من وجود نداشت. اهل ریسک کردن بودم و همیشه به یاد حرف ادیسون می افتادم که می گفت:"هر بار که شکست می خورم متوجه می شوم راهی که رفته ام اشتباه است و آن راه را یادگرفته ام که دیگر تکرار نکنم." با تمام وجود پیگیر بازار بودم تا اینکه فهمیدم باید برای خرید و فروش در بورس "کد سهامداری" داشت. از قضای روزگار دفتر یکی از شرکتهای کارگزاری را بصورت اتفاقی دیدم و متوجه شدم که چند ماهی است که به شهر مجاور ما آمده اند و این دفتر شعبه ای از دفتر اصلی است. با تمام ذوق و شوق کد سهامداری را از آنها گرفتم، و با اولین خرید کوچک خود(چهار میلیون ریال) به جرگه سهامداران دنیا پیوستم. آرزویم بالاخره به نتیجه رسید.

دلیل راه اندازی این وبلاگ

دلیل راه اندازی این وبلاگ

به عنوان کسی که چند صباحی است وارد سرمایه گذاری در بورس شده ام،و اتفاقاتی که در این مدت برای خودم و دیگران افتاده است شایسته دیدم که آگاهی های خودم را که نتیجه مطالعات و تجربه این مدت وفراز و فرودهای زیبایی است در اختیار بیننده این وبلاگ و علاقمندان به سرمایه گذاری در زمینه خرید و فروش سهام بگذارم.

یادمان باشد که تجربه جز برای یک فرد برای دیگری رخ نمیدهد مگر به شکل و شمایلی دیگر.

به امید پروردگار باشد که خوانندگان این وبلاگ همیشه سودبرنده باشند و بالارونده.